خرید بک لینک
سال ۱۳۹۸ِ و ۸ سال از اون روزا میگذره و ماها دیگه دغدغه ی شروع اول مهر رو نداریم.... نگین وصبا و بهار فارغ التحصیل شدن! (صبا و نگین باهم تی ار ایکس میرن.) ساحل رو تقریبا ی ماه پیش تو خیابون دیدم با فرخنده و هنوزم همونجوری عین دوران دبیرستان بود فاطمه

برچسب: نویسنده: آرتین ایمانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:13

۱۲ فروردین ۹۹ ه

یک ماه و نیمه که بخاطر کرونا قرنطینه ایم و دانشگاها و همه جا تعطیل شده

وسط این اوضاع دیروز عصر یهو ابرایه عجیبی تو آسمون دیدم ک مثل اینکه اسمشون earthquake cloudsه و قبل زلزله های سنگین ایجاد میشن...ترسناکتر این ک شبش زلزله اومد و وقتی داشتیم تو گروه دیوانگان فرزانگان راجع بش حرف میزدیم و همه گرخیده بودیم ساعتایه ۲ونیم همزمان یه زلزله حس کردیم...و حالبتر این ک سایت لرزه نگار چیزی ثبت نکرده بود

اینم شانس مایه

برچسب: نویسنده: آرتین ایمانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:13

۱۴۰۰ شد!

خیلی این روزا ذهنم درگیره که واقعاااا چی میخوام از زندگی...

میخام چجوری زندگی کنم...

بنظرم خیلی وقتا اجبار چیزه خوبیه...مجبوری باشی ی مسیری رو انتخاب کنی...یا اقلا بدونی بهترین راه برات چیه...یا حتی این که راه دیگه ای پیش روت نباشه...

برچسب: نویسنده: آرتین ایمانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:13

فاطمه.م گولمون زود بردمون اسپاخو

با فرخنده و فاطمه.ر

بنظرم باید همونجا ک منو رو دیدیم پا میشدیم برمیگشتیم...

آخه فاااکینگ ۱۴۰ هزارتومن برا پنیر و گوشت چرخکرده و ژامبون:||||

برچسب: نویسنده: آرتین ایمانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:13

صفحه بندی